• 1405/03/26 - 16:12
روایت فتح؛

بیانیه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: غروب چرخه تاریخی و طلوع ایران مقتدر

در بررسی تاریخ معاصر ایران، یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز دوره پس از انقلاب اسلامی، تغییر بنیادین در الگوی مواجهه ایران با قدرت‌های بزرگ جهانی است.

در بررسی تاریخ معاصر ایران، یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز دوره پس از انقلاب اسلامی، تغییر بنیادین در الگوی مواجهه ایران با قدرت‌های بزرگ جهانی است. پیش از انقلاب اسلامی، طی حدود سه قرن، مفهوم شکست، عقب‌نشینی و تحمیل اراده قدرت‌های خارجی، بارها در تجربه تاریخی ایران تکرار و بخش مهمی از حافظه تاریخی ملت ایران را با خودآگاهی تلخ از مواجهه با نظام‌های سلطه و مناسبات نابرابر قدرت شکل داده بود.

در این دوره تاریخی، قراردادهای گلستان و ترکمانچای به نماد از دست رفتن بخش‌هایی از سرزمین ایران و تحمیل اراده قدرت‌های خارجی تبدیل شدند. شکست‌های پی‌درپی در حوزه‌های نفوذ تاریخی ایران، از جمله تحولات مرتبط با هرات، سمرقند و بخارا، جدا شدن بخش‌هایی از قلمرو تمدنی ایران و عقب‌نشینی‌های اجباری در برابر فشارهای خارجی، بخشی از این مسیر تاریخی بودند. در ادامه نیز ایران در مواجهه با بحران‌های جهانی، از جمله جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، شاهد اشغال سرزمین، تضعیف حاکمیت ملی و تحمیل هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی شد؛ تا آنجا که قحطی‌های گسترده و تلفات انسانی فراوان، خاطراتی تلخ در حافظه تاریخی ملت ایران بر جای گذاشت.

در همان دوران، حتی ساختار سیاسی کشور نیز بارها در برابر اراده قدرت‌های خارجی دچار ضعف و ناتوانی شد؛ تا جایی که تبعید شاه ایران در جریان تحولات جهانی، نشانه‌ای آشکار از شکنندگی استقلال سیاسی کشور در برابر قدرت‌های مسلط زمانه بود. در دوره رژیم فاسد و مزدور پهلوی نیز روند واگذاری امتیازات و عقب‌نشینی‌های ارضی، از جمله جدایی بحرین، ادامه یافت و این ذهنیت تاریخی را تقویت کرد که ایران در برابر قدرت‌های بزرگ، همواره در موقعیت تدافعی و انفعالی قرار دارد.

اما انقلاب اسلامی نقطه گسست از این الگوی تاریخی بود. برای نخستین بار پس از قرن‌ها، ایران در مواجهه مستقیم با قدرت‌های بزرگ جهانی و اتمی نه با پذیرش شکست و واگذاری سرزمین، بلکه با حفظ تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و انسجام ملی قرار گرفت. این بار، جمهوری اسلامی ایران در برابر یکی از قدرتمندترین ائتلاف‌های سیاسی ـ نظامی تاریخ معاصر ایستاد. ائتلافی که از حمایت قدرت‌های بزرگ، توان نظامی پیشرفته و ظرفیت‌های گسترده رسانه‌ای برخوردار بود.

در مواجهه اخیر نیز، دشمن با محاسباتی مبتنی بر فروپاشی داخلی، تغییر موازنه قدرت و ایجاد گسست میان ملت و نظام وارد میدان شد. حتی تهدیدهایی درباره تغییر مرزهای ایران و سناریوهایی مانند تجزیه سرزمینی، بخشی از فضای راهبردی طراحی‌شده علیه کشور بود. اما نتیجه برخلاف این محاسبات رقم خورد و در مقابل نه تمامیت ارضی ایران آسیب دید، نه انسجام اجتماعی فروپاشید و نه اراده ملی ملت ایران در برابر فشارها تسلیم شد.

واقعیت این است که اگر راهبردهای طراحی‌شده دشمن برای تضعیف ایران به نتیجه می‌رسید، سخن از پایان درگیری مطرح نمی‌شد. تغییر رویکرد دشمن، بیش از هر چیز، نتیجه ناکامی در دستیابی به اهداف اعلامی و پنهان خود بود. هنگامی که فشار حداکثری و جنگ ترکیبی نتوانست اراده ملت ایران را بشکند، معادله از مسیر تحمیل به مسیر مذاکره و توافق تغییر یافت.

این دستاورد، حاصل برآیند حکمت تفصیلی و راهبردی امام شهید و امام شاهد آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای (مد ظله العالی)، تدبیر مسئولان، مقاومت نیروهای مسلح، ایستادگی مردم و حفظ سرمایه اجتماعی کشور بود. امروز بیش از هر زمان باید قدردان این ظرفیت تاریخی بود که اجازه نداد تجربه‌های تلخ گذشته تکرار شود و ایران بار دیگر در موقعیت تحقیر و عقب‌نشینی قرار گیرد.

روایت این دوره، روایت ملتی است که پس از قرن‌ها تجربه‌های دشوار تاریخی، توانست در برابر بزرگ‌ترین فشارهای خارجی بایستد و نشان دهد که اقتدار ملی، هنگامی شکل می‌گیرد که اراده عمومی، عقلانیت راهبردی و قدرت دفاعی در یک مسیر مشترک قرار گیرند.

اینک نوبت مردان دیپلماسی است تا فتح در میدان را به روایت فتح در عرصه دیپلماسی تبدیل نمایند .